یاد - تاریخ: 1399/1/27 ساعت: 5:46
افسوس عزیرم در میان قطرهای پاک باراندر خلوص و سبزی فصل بهاران جای تو خالی خالیست.اما با هر قطره ی بارانگل یاد تو می روید به روی قلب بیمار م.
فریاد در ارتفاع - تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 21:02
کاش می شد روزی بروم بالای کوهی _مثل دماوند _و فریاد بزنم؛زندگی ساده و زیبا و کوتاه است با عشق با مهر با دوستی با گذشت، آنرا پیچیده و زشت و بی حاصل نکنیم با کینه با خشم با دشمنی با انتقام .
انتظار و انتظار - تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 21:02
باز امان از انتظارانتظار و انتظار تا به کی باید بمانم همچنان در انتظار ای امان از انتظار .
چون کوه - تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 21:02
تو کوهی پر غرور واستوار وسرفراز وبی نیاز .کوه ها نمی ریزند نمی میرند نمی پوسند .ولی گویا نمی بینی که چون کوهی! نگاهی کن به دریا زیر پایت ببین خود را چه زیبایی چه پاک و پر غرور و استواری ببین خود را بب
سالِ خوب ۶۰ - تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 21:02
تو غروب سرد و برفی بهمن چه حالی داره باشی توی یه کلبه چوبی کنار جنگل زیبا بسازی آتشی با کُنده هایی که با تبر آماده کردی .بشینی توی کلبه کنار آتشِ بی رحم و سوزنده روی یه صندلی چوبی مردهبخار چایی پر کنه
بعد از برف - تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 21:02
همیشه وقتی برف میاد همه به هیجان میایم و خوشحال میشیم. حتی فرصت و از دست نمیدیم و میریم زیر برف راه میریم. تنها یا دوتایی یا چندتایی . دیشب خیلی ها رو دیدم که از بی هدف راه رفتنشون معلوم بود که فقط از
کاشک آدم بشوم - تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 21:02
حتما شما هم تو اطراف خودتون دیدید آدم های رو که تو زندگیشون نه چیزی نوشتن نه چیزی به غیر از چیزهای عمومی مثل کتاب های درسی خوندن نه اینکه به هنر و فعالیت غیر مادی پرداختن . شاید بهتره بگم شما هم می دو
لحظه های با شکوه - تاریخ: 1398/12/14 ساعت: 21:02
یک لحظه با خود بودن و اندیشیدن به هستی و به اینکه چرا باید زیست و چگونه باید زیست و چگونه باید مرد ، می شود هزاران کتاب فلسفه و اندیشه و تاریخ . چیزی که همه می گویند ولی کسی عمل نمی کند . البته تاریخ
کسی مثل من ؟! - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 12:51
فکر کنم برای همه پیش اومده یا اینکه پیش میاد . اینکه فکر کنیم در کاری که انجام میدیم تنها و منحصر به فردیم . یعنی اینکه فکر کنیم فقط خودمون هستیم که اون کار و انجام میدیم . البته این عقیده و نظر شامل
من باز می شمارم - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 12:51
در امتداد جمعهبر روی خط تکرار ،من باز می شمارم _ ثانیه ها بماند _ هر هفته را با عشقاز روز رفتن تو .
مانع - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 12:51
تازه فهمیدم خودم، آری خودم ،مانعی هستم برای رسیدن ،دست یافتن به تو .
تهوعِ بی صبر - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 18:37
صبر ... صبر؟! ...و گاهی حالم از خودم بابت این صبر ، صبری احماقانه صبری که فقط مخدر است ،بهم می خورد و همه چیزهای که با این صبر در دل و روح و وجودم جمع شده بالا می آورم و چه تهوع خوبی است این تهوعِ بی
جاده ها منتظرن ... - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 18:37
آخر سر هوا رنگ پاییز گرفت . صبح که بیدار شدم فکر کردم زود بیدار شدم . رفتم کنار پنجره و دیدم دیرم بیدار شدم و آسمون شهرمون مهمون ابرهای سیاه پاییزی شده .عجب هواییه، فقط باید رفت و قدم زد . تو خیابون ه
کسی آدم ندیده ؟ - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 18:37
من دلم برای آدم ها تنگ شده .برای کارها برای حرف ها و برای خندهاشان دلم تنگ شده ، کسی آدم ندیده ؟
باز باران - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 18:37
باز باران سرود عشق می خواند ، کمی غمگین و هم دلگیر همین حالا میان شهر خاموشبه روی خانه ی من .
شهر در دست موش ها - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 18:37
دیگه تقریبا پیاده روی بعد از ساعت ۱۲ شب شده عادت هر شب من که هدفم نه ورزشه نه تفریح و نه فرار کردن از تنهایی . دنیای شب شهر تهران کاملا متفاوت با دنیای روزه . به نظر من هر کسی که در حوزه ادبیات(شعر و
کاشک می شد ... - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 18:37
کاشک قلب و دل آدم ها در و پیکر ،قفل و کلیدی می داشتتا هر کس و هر ناکسی_ هر ناکسِ نالایق و غافل از عشق_ سرزده هم وارد و هم بی وفا خارج نمی شد .
سلام بر امام غریب - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 18:37
یه مدته واقعا تو مناسبت های دینی دستم به نوشتن نمیره . چون همش می ترسم حرف هام به خاطر جو نادرستی که در فضای مجازی(مخصوصا تلگرام و اینستاگرام) ایجاد شده ، درست فهمیده نشه و مورد سوء استفاده بعضی از دو
بعضی آدم ها تمام نمی شوند ؛ قصه فردوسی پور - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 18:37
در برنامه فوتبال برتر وقتی آقای علیپور ۵ گل برترش رو معرفی می کند ، دو گل مربوط به بازی هایی بوده که آقای فردوسی پور گزارش کرده بوده . سه گل دیگه با صدای گزارشگر پخش میشه و دو گل بدون صدای آقای فردوسی
شاهکار - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 18:37
شاید اگر یه روز به من می گفتن ، به زودی چنین کاری رو با ذوق و شوق انجام میدم و از انجام دادنش لذت می برم و آخرشم کلی کیف می کنم و فکر می کنم شاهکار کردم ، به هیچ وجه باورم نمی شد . واقعا آدم ها نسبی ه